ترجمه المیزانبه نام خدايى كه رحمتى عمومى و رحمتى خاص متقين دارد. - الر. اين (قرآن) كتابى است كه آياتش همه يك غرض را مىرساند، غرضى كه وقتى شكافته شود به صورت آيات مفصل در مىآيد، كتابى است از ناحيه خداى حكيم و آگاه .
ترجمه المیزانو اينكه از پروردگارتان طلب مغفرت نموده سپس به سويش باز گرديد تا شما را براى مدتى معين از بهرهاى نيكو برخوردار سازد و به هر صاحب كرمى آنچه از فضل و كرمش مستحق است بدهد (تو اين پيام را به مردم برسان) اگر از پذيرفتنش اعراض كردند، بگو كه من بر شما مىترسم از عذاب روزى بس بزرگ .
ترجمه المیزانآگاه باشيد كه مشركين سينههاى خود را عقب مىكشند تا خود را از خدا (و شنيدن كلام او) پنهان كنند. آگاه باشيد كه در همان لحظه كه جامه خود را به سر مىكشند خدا از آنچه كه پنهان مىكنند و از آنچه كه اظهار مىدارند اطلاع دارد، چون كه او داناى به اسرار دلها است .
ترجمه المیزانهيچ جنبدهاى در زمين نيست مگر آنكه خدا رزق او را به عهده گرفته، او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مىداند رزق همه در كتابى روشن (كه همان علم خداست) معين شده است .
ترجمه المیزاناو كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز خلق كرد و عرش (قدرت) او بر آب قرار داشت، و غرضش از اين خلقت آن بود كه شما را بيازمايد كداميك بهتر عمل مىكنيد (با اين حال) اگر تو اى پيامبر به ايشان بگويى كه بعد از مرگ دوباره زنده مىشويد آنهايى كه كافر شدند، بطور حتم خواهند گفت: اين قرآن سحرى است آشكار .
ترجمه المیزانو ما اگر عذاب آنها را تا مدتى اندك و معين تاخير بيندازيم حتما به عنوان مسخره مىگويند: موجب بازداشتن عذاب از آمدن چيست؟ آگاه باشيد كه روزى كه قرار است بيايد خواهد آمد و از ايشان بر نخواهد گشت، و فرا مىگيرد ايشان را همان عذابى كه به آن استهزاء مىكردند .
ترجمه المیزان(بطور كلى وضع انسان چنين است كه) اگر رحمتى را كه به وى بچشانديم از او بگيريم به نوميدى شديدى گرفتار مىشود، و به خاطر ناسپاسى كه دارد و نعمت را از ما نمىداند اميد برگشتن آن را از دست مىدهد .
ترجمه المیزانو اگر بعد از بيمارى كه به وى رسيده، شفا و عافيتى به او بچشانيم مىگويد دردهاى بدى از من دور شد، و آن چنان شادى مىكند و فخر مىفروشد كه گويى بهبودى را از ما ندانسته، و احتمال برگشتن بيمارى را نمىدهد .
ترجمه المیزانشايد (علت ايمان نياوردن كفار اين باشد كه) تو پارهاى از آيات را كه به سويت وحى شده به ايشان نرساندهاى، ترسيدهاى كه بگويند: چرا گنجى بر او نازل نشده؟ و يا چرا فرشتهاى از طرف خدا با او نيامده؟ تو فقط بيم دهنده هستى و خداوند نگاهبان و ناظر بر همه چيز است .
ترجمه المیزانبلكه آنها مىگويند: قرآن را به دروغ به خدا بستهاى. اگر چنين مىگويند، بگو: شما اگر راست مىگوئيد به كمك هر كسى كه مىتوانيد ده سوره مثل قرآن را بسازيد، و به خدا افتراء و نسبت دهيد .
ترجمه المیزانو اگر آنها دعوت شما را اجابت نمىكنند، پس بدانيد كه قرآن به علم خدا نازل شده و در نتيجه معبودى جز او نيست، آيا بعد از اين همه سخنان منطقى، اسلام مىآوريد يا نه؟ .
ترجمه المیزانآيا كسى كه از ناحيه پروردگارش برهانى چون نور روشن دارد و به دنبال آن نور، شاهدى هم از سوى او مىباشد، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (گواهى بر آن مىدهد همچون كسى است كه چنين نباشد)، آن (حقطلبان و حقيقت جويان) به او ايمان مىآورند و هر كس از گروههاى مختلف به او كافر شود آتش وعدهگاه اوست، پس تو در باره نور خودت (قرآن) در شك مباش كه آن حق است و از ناحيه پروردگار تو است، ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند .
ترجمه المیزانو كيست ستمكارتر از آن كس كه دروغ را به خدا افتراء مىبندد، اينگونه افراد بر پروردگارشان عرضه مىشوند و گواهان خواهند گفت: خدايا اينها بودند كسانى كه بر پروردگار خود دروغ بستند، آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ستمكاران است .
ترجمه المیزانهمانهايى كه راه خدا را مىبندند و آن را كج و معوج نشان مىدهند و به نشاه قيامت كفر مىورزند .
أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُۚ ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ
20
ترجمه المیزاناينها (بدانند) كه نمىتوانند خدا را در زمين به ستوه آورند و (اصولا) غير خدا هيچ اوليايى ندارند (و از ناحيه يگانه وليشان) عذابى مضاعف دارند، نه ديگر قدرت شنوايى برايشان مىماند و نه نيروى بينايى .
أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
21
ترجمه المیزاناينها همانهايند كه (در دنيا) حقيقت ذاتشان را باختند و از دست دادند، و در قيامت اثرى از آن افتراءاتشان نمىبينند .
لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ
22
ترجمه المیزاندر نتيجه در آخرت زيانكارترين افراد نيز همينهايند .
ترجمه المیزانبزرگان كفار قومش (در پاسخ) گفتند ما تو را جز بشرى مثل خود نمىبينيم و ما نمىبينيم كه تو را پيروى كرده باشند، مگر افراد اراذل و فرومايهاى از ما كه رأيى نپخته دارند، و اصلا ما هيچ برترى در شما نسبت به خود نمىبينيم، بلكه بر عكس، شما مسلمانان را مردمى دروغگو مىپنداريم .
ترجمه المیزان- نوح در پاسخ آنان- گفت: اى قوم شما كه مىگوييد من بشرى چون شمايم و فرستاده خدا نيستم، به من خبر دهيد اگر فرضا از ناحيه پروردگارم معجزهاى دال بر رسالتم داشته باشم، و او از ناحيه خودش رحمتى به من داده باشد كه بر شما مخفى مانده، آيا من مىتوانم شما را به پذيرش آن مجبور سازم، هر چند كه از آن كراهت داشته باشيد؟ .
وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالاًۖ إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَي اللَّهِۚ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ
29
ترجمه المیزانو اى مردم! من در برابر نبوت از شما مالى درخواست ندارم، چون پاداش من جز به عهده خدا نيست، و من هرگز افرادى را كه ايمان آوردهاند- و شما آنان را اراذل مىخوانيد، به خاطر شما- از خود طرد نمىكنم، چون آنان پروردگار خود را ديدار مىكنند- حسابشان با خدا است نه با من- ولى شما را قوم جاهلى مىبينم (كه گمان كردهايد شرافت در توانگرى است و فقرا اراذلند) .
ترجمه المیزانو اى مردم! اگر فرضا آنان را طرد كنم چه كسى از عذاب خدا، ياريم مىكند، چرا متذكر نمىشويد؟ .
وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَ لا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْراًۖ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ
31
ترجمه المیزانو اما اينكه گفتيد: من اصلا هيچ برترى از شما ندارم، من آن برترى كه در نظر شما است ندارم چون- نمىگويم خزينههاى زمين و دفينههايش مال من است- از سوى ديگر از نظر معنويت هم برترى ندارم- و نمىگويم غيب مىدانم، و نيز نمىگويم من فرشتهام، و در باره آنهايى كه در چشم شما خوار مىنمايند- و خدا بهتر داند كه در ضمائر ايشان چيست،- نمىگويم هرگز خدا خيرى به ايشان نخواهد داد، چون اگر چنين ادعايى بكنم، از ستمكاران خواهم بود .
ترجمه المیزانگفتند اى نوح!- عمرى است كه- با ما بگو مگو مىكنى، و اين بگو مگو را از حد گذراندى،- كار را يكسره كن- اگر راست مىگويى آن عذابى را كه همواره به ما وعده مىدادى بياور .
ترجمه المیزانهم چنان كه اگر او بخواهد گمراهتان كند، نصيحت يك عمر من به شما هر چه هم بخواهم نصيحت كنم سودى به حالتان نخواهد داشت، پروردگار شما اوست، و به سوى او باز مىگرديد .
ترجمه المیزاننه، مساله اين نيست كه تو و پيروانت مال دنيا نداريد،- و يا چنين و چنان نيستيد- بلكه علت و بهانه واقعى آنها اين است كه مىگويند: دعوت تو، از خدا نيست، و به خدا افترا بستهاى، بگو اگر افترايش بسته باشم جرمش به عهده من است، ولى من عهدهدار جرمهايى كه شما مىكنيد نيستم .
ترجمه المیزانو به نوح وحى شد كه مطمئن باش از قوم تو جز آنهايى كه قبلا ايمان آورده بودند هرگز ايمان نخواهند آورد، ديگر از اين پس در باره آنچه مىكنند ناراحت نباش .
ترجمه المیزاننوح به ساختن كشتى پرداخت، هر وقت دستهاى از مردمش از كنار او مىگذشتند مسخرهاش مىكردند، نوح مىگفت: امروز شما ما را مسخره مىكنيد و به زودى ما نيز شما را همين طور مسخره مىكنيم .
ترجمه المیزانجريان بدين منوال مىگذشت- تا آنكه فرمان ما صادر شد و تنور جوشيدن گرفت،- چون اولين نقطهاى كه آغاز به فوران آب كرد تنور معينى بود كه آب از آن فوران كرد، در آن هنگام به نوح- گفتيم: تو اى نوح از هر نر و مادهاى يك جفت سوار كشتى كن، خانوادهات را نيز به جز آن كسى كه حكم هلاكتش از ناحيه ما داده شده، و همچنين افرادى كه ايمان آوردهاند- گو اينكه- جز اندكى از قومش ايمان نياورده بودند .
ترجمه المیزانكشتى، سرنشينان را در ميان امواجى چون كوه مىبرد- كه ناگهان چشم نوح به فرزندش افتاد كه از پدرش و مؤمنين كنارهگيرى كرده بود، و در نقطهاى دور از ايشان ايستاده بود- فرياد زد، هان اى فرزند بيا با ما سوار شو، و با كافران مباش .
ترجمه المیزانگفت: من به زودى خود را به پناه كوهى مىكشم كه مرا از خطر آب حفظ كند- نوح- گفت: امروز هيچ پناهى از عذاب خدا نيست، مگر براى كسى كه خدا به او رحم كند- چيزى نگذشت كه- موج بين او و فرزندش حائل شد، و در نتيجه پسر نوح نيز از زمره غرق شدگان قرار گرفت .
ترجمه المیزانفرمان الهى رسيد كه اى زمين آبت را- كه بيرون دادهاى- فرو ببر، و اى آسمان- تو نيز از باريدن- باز ايست، آب فرو رفت، و فرمان الهى به كرسى نشست و كشتى بر سر كوه جودى بر خشكى قرار گرفت- و در مورد زندگى آخرتى كفار- فرمانى ديگر رسيد كه مردم ستمكار از رحمت من دور باشند .
ترجمه المیزاننوح- در آن لحظهاى كه موج بين او و پسرش حائل شد- پروردگارش را ندا كرده با استغاثه گفت: اى پروردگار من پسرم از خاندان من است، و به درستى كه وعده تو حق است و تو احكم الحاكمينى، و حكمت متقنترين حكم است .
ترجمه المیزانخطاب رسيد اى نوح! او از خاندان تو نيست چون كه او عمل ناصالحى است، لذا از من چيزى كه اجازه خواستنش را ندارى مخواه، من زنهارت مىدهم از اينكه از جاهلان شوى .
ترجمه المیزاننوح عرضه داشت پروردگارا! من به تو پناه مىبرم از اينكه درخواستى كنم كه نسبت به صلاح و فساد آن علمى نداشته باشم، و تو اگر مرا نيامرزى و رحمم نكنى از زيانكاران خواهم بود .
ترجمه المیزانگفته شد اى نوح! با سلامت و بركت از ناحيه ما بر تو و بر تمام امتهايى كه با تواند فرود آى، و امتهايى نيز هستند كه به زودى خواهند آمد و ما در آغاز، آنان را بهرهمندشان مىكنيم و در آخر عذابى دردناك از ناحيه ما آنان را فرا خواهد گرفت .
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هٰذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ
49
ترجمه المیزاناينها همه خبرهايى غيبى است كه ما آن را به تو وحى مىكنيم، به شهادت اينكه در سابق از آنها خبرى نداشتى نه تو و نه قومت، پس صبر پيشه گير كه عاقبت از آن مردم با تقوا است .
وَ إِليٰ عادٍ أَخاهُمْ هُوداًۚ قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ
50
ترجمه المیزانو نيز (ما) به سوى قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم و او به قوم خود گفت: اى قوم! خدا را بپرستيد كه هيچ معبودى غير او نداريد و به جز افتراء هيچ دليلى بر خدايى خدايانتان وجود ندارد .
يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراًۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَي الَّذِي فَطَرَنِي أَ فَلا تَعْقِلُونَ
51
ترجمه المیزاناى مردم من از شما در برابر دعوتم مزدى نمىخواهم، پاداش من جز به عهده خدايى كه مرا آفريده نيست آخر چرا تعقل نمىكنيد .
ترجمه المیزان(و نيز گفت) اى مردم از پروردگارتان طلب مغفرت نموده، سپس برگرديد تا باران سودمند آسمان را پى در پى به سويتان بفرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد و زنهار، به ناكارى و عصيان روى از خداى رحمان مگردانيد .
قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
53
ترجمه المیزانگفتند: اى هود تو بر نبوت خود شاهدى براى ما نياوردى و ما هرگز به خاطر گفتار تو از خدايانمان دست بر نداشته و به تو ايمان نخواهيم آورد .
ترجمه المیزانو جز اين در باره تو نظر نمىدهيم كه به نفرين بعضى از خدايان ما دچار بيمارى روانى شدهاى، هود گفت: من اللَّه را شاهد دارم و خود شما نيز شاهد باشيد كه من از شرك ورزيدنتان بيزارم .
مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ
55
ترجمه المیزانشما همه دست به دست هم داده، با من هر نيرنگى كه مىخواهيد بزنيد و بعد از اخذ تصميم مرا مهلتى ندهيد .
ترجمه المیزانمن بر خدا، پروردگار خود و پروردگار شما توكل و اعتماد دارم پروردگارى كه هيچ جنبندهاى نيست مگر آنكه زمام اختيارش به دست او است چون سنت او در همه مخلوقات واحد و صراط او مستقيم است .
ترجمه المیزانو در صورتى كه از پذيرفتن دعوتم اعتراض كنيد من رسالت خود را به شما رساندم و آنچه براى ابلاغ آن به سوى شما گسيل شده بودم ابلاغ نمودم (شما اگر نپذيريد) پروردگارم قومى غير شما را مىآفريند تا آن را بپذيرند و شما به خدا ضررى نمىزنيد چون پروردگار من نگهدار هر موجودى است- او چگونه از ناحيه شما متضرر مىشود؟- .
ترجمه المیزانهمين كه فرمان عذاب ما صادر شد و عذابمان نازل گرديد هود و گروندگان به وى را مشمول رحمت خود نموده ما نجات داديم و به راستى از عذابى غليظ و دشوار نجات داديم .
ترجمه المیزانو اين قوم عاد كه اثرى بجاى نگذاشتند آيات پروردگارشان را انكار نموده، فرستادگان او را نافرمانى كردند و گوش به فرمان هر جبارى عناد پيشه دادند- و در نتيجه از پروردگار خود غافل شدند- .
ترجمه المیزاننتيجهاش اين شد كه براى خود لعنتى در دنيا و آخرت بجاى گذاشتند و خلاصه اين سرگذشت اين شد كه قوم عاد به پروردگار خود كفر ورزيدند و گرفتار اين فرمان الهى شدند كه مردم عاد قوم و معاصر هود پيامبر از رحمت من دور باشند .
ترجمه المیزانو بسوى (قوم) ثمود برادرشان صالح را فرستاديم او نيز به قوم خود گفت: اى مردم! خدا را بپرستيد كه جز او معبودى نداريد، او است كه شما را از زمين (از مواد زمينى) ايجاد كرد و با تربيت تدريجى و هدايت فطرى به كمالتان رسانيد، تا با تصرف در زمين آن را قابل بهرهبردارى كنيد، پس، از او آمرزش بخواهيد و سپس به سويش باز گرديد كه پروردگار من نزديك و اجابت كننده (دعايتان) است .
ترجمه المیزانگفتند: اى صالح! جامعه ما بيش از اين به تو چشم اميد دوخته بود (و انتظار اين سخن را از تو نداشت) آخر چگونه ما را از پرستش خدايانى كه پدران ما آنها را مىپرستيدند نهى مىكنى (با اينكه اين دعوت تو، هم سنت جامعه و بنيان مليت ما را منهدم مىكند و هم) حجتى قانع كننده و يقينآور به همراه ندارد و ما هم چنان نسبت به درستى آن در شكى حيرت آوريم .
ترجمه المیزانصالح گفت: اى مردم! (از در انصاف) به من خبر دهيد در صورتى كه پروردگارم حجتى به من داده و مرا مشمول رحمت خاصى از خود نموده باشد آيا اگر نافرمانيش كنم كيست كه مرا در نجات از عقوبت او يارى نمايد؟ (نه تنها كسى نيست، بلكه جلب رضايت شما با نافرمانى خدا) باعث زيادتر شدن خسران من خواهد بود .
ترجمه المیزانو اى مردم اين ماده شتر (كه در اجابت درخواست شما مبنى بر اينكه معجزهاى بياورم، از شكم كوه در آوردهام) آيت و معجزهاى براى شما است، بگذاريد در زمين خدا بچرد، مبادا كه مزاحم او شويد كه (در اين صورت) عذابى نزديك، شما را مىگيرد .
ترجمه المیزانولى قوم ثمود، آن حيوان را كشتند، صالح اعلام كرد كه بيش از سه روز زنده نخواهيد ماند، در اين سه روز هر تمتعى كه مىخواهيد ببريد كه عذابى كه در راه است قضايى است حتمى و غير قابل تكذيب .
ترجمه المیزانهمين كه امر (عذاب)، فرا رسيد ما به رحمت خود صالح و گروندگان به وى را از عذاب و خوارى آن روز نجات داديم (آرى) پروردگار تو (اى محمد) همان نيرومندى است كه شكست نمىپذيرد .
ترجمه المیزانتو گويى اصلا در اين شهر ساكن نبودند، پس (مردم عالم بدانند) كه قوم ثمود پروردگار خود را كفران كردند و آگاه باشند كه فرمان دور باد (از رحمت خدا) قوم ثمود را بگرفت .
ترجمه المیزان(قبل از آنكه به عذاب قوم لوط بپردازيم لازم است بدانيد كه) فرستادگان ما (در سر راه خود) نزد ابراهيم آمدند تا به او (كه مردى سالخورده و داراى همسرى پير و نازا بود) مژده دهند كه به زودى فرزنددار مىشوند، نخست سلام كردند و ابراهيم جواب سلام را داد و چيزى نگذشت كه گوسالهاى چاق و بريان برايشان حاضر ساخت .
فَلَمَّا رَأيٰ أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةًۚ قالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِليٰ قَوْمِ لُوطٍ
70
ترجمه المیزانولى وقتى ديد دستشان به آن غذا نمىرسد رفتارشان را ناپسند و خصمانه تشخيص داده، از آنان احساس ترس كرد، فرستادگان ما گفتند: مترس ما (گو اينكه فرشته عذابيم اما) ماموران عذاب به سوى قوم لوطيم .
ترجمه المیزانهمسرش كه در آن حال ايستاده بود ناگهان حيض شد و ما به وسيله فرستادگان خود او را به ولادت اسحاق و بعد از اسحاق به ولادت يعقوب از او بشارت داديم .
ترجمه المیزانگفت: واى بر من! آيا من بچه مىآورم كه فعلا عجوزهاى هستم و آن روزها هم كه جوان بودم نازا بودم و اين شوهرم است كه به سن پيرى رسيده؟ به راستى اين مژده امرى عجيب است .
ترجمه المیزان(فرشتگان) گفتند: آيا از امر خدا شگفتى مىكنى با اينكه (اولا كار، كار خدا است و ثانيا شما اهل بيتى هستيد كه) رحمت و بركات خدا شامل حالتان است، چرا كه او حميد و مجيد است .
ترجمه المیزانبعد از آنكه حالت ترس از ابراهيم برطرف شد و بشارتى كه شنيده بود در دلش جاى گرفت و خوشحالش كرد، شروع كرد در باره قوم لوط با فرستادگان ما بگو مگو كردن .
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ
75
ترجمه المیزانابراهيم مردى بردبار و دلسوز و بازگشت كننده (به سوى خدا) بود .
ترجمه المیزانفرشتگان به او گفتند: اى ابراهيم از اين سخنان كه از در شفاعت مىگويى درگذر كه امر پروردگارت (عذاب قوم لوط) فرا رسيده و عذابى بر آنان نازل مىشود كه به هيچ وجه برگشتنى نيست .
ترجمه المیزانو همين كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنان (كه به صورت جوانانى زيبا روى مجسم شده بودند) سخت ناراحت شد، (چون مردمش به آسانى از آن گونه افراد زيبا روى نمىگذشتند) و خود را در برابر قوم بيچاره يافت و زير لب گفت: امروز روز بلائى شديد است .
ترجمه المیزاندر همين لحظه مردم آلودهاش با حرص و شوقى وصف ناپذير به طرف ميهمانان لوط شتافتند، چون قبل از اين ماجرا اعمال زشتى (در همجنسبازى) داشتند. لوط گفت: اى مردم اين دختران من در سنين ازدواجند، مىتوانيد با آنان ازدواج كنيد، براى شما پاكيزهترند، از خدا بترسيد و آبروى مرا در مورد ميهمانانم نريزيد، آخر مگر در ميان شما يك مرد رشد يافته نيست .
قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ
79
ترجمه المیزانگفتند: اى لوط تو خوب مىدانى (كه سنت قومى ما به ما اجازه نمىدهد) كه متعرض دخترانت شويم، و تو خوب مىدانى كه منظور ما در اين هجوم چيست .
ترجمه المیزانفرشتگان گفتند: اى لوط- غم مخور- ما فرستادگان پروردگار تو هستيم شر اين مردم به تو نخواهد رسيد. پس با خاطرى آسوده از اين بابت، دست بچههايت را بگير و از شهر بيرون ببر، البته مواظب باش احدى از مردم متوجه بيرون رفتنت نشود، و از خاندانت تنها همسرت را بجاى گذار كه او نيز مانند مردم اين شهر به عذاب خدا گرفتار خواهد شد و موعد عذابشان صبح است و مگر صبح نزديك نيست؟ .
ترجمه المیزانپس همين كه امر ما آمد سرزمينشان را زير و رو نموده بلنديهايش را پست، و پستىهايش را بلند كرديم و بارانى از كلوخ بر آن سرزمين باريديم، كلوخهايى چون دانههاى تسبيح رديف شده .
مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ
83
ترجمه المیزانكلوخهايى كه در علم پروردگارت نشان دار بودند و اين عذاب از هيچ قومى ستمگر به دور نيست .
ترجمه المیزانو (همچنين) به برادر مردم مدين، يعنى شعيب وحى كرديم او نيز به مردمش گفت: اى قوم! خدا را بپرستيد چون غير او معبودى نداريد و در معاملات، ترازو و قپان را به نفع خود زياد و به ضرر مردم كم نگيريد، من خيرخواه شما هستم من بر شما از عذاب روزى مىترسم كه عذابش از هر جهت فراگير است .
وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
85
ترجمه المیزانو اى مردم! پيمانه و وزن را با عدالت وفا كنيد و بر اشياء مردم عيب مگذاريد و از حق آنان نكاهيد و در زمين فساد مكنيد .
ترجمه المیزانسودى كه خدا در معامله برايتان باقى مىگذارد برايتان بهتر است و بدانيد كه (ضامن كنترل شما در دورى از كمفروشى و قناعت به خير خدا، تنها و تنها ايمان شما است و) من مسئول كنترل شما نيستم .
قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ
87
ترجمه المیزانگفتند: اى شعيب آيا نمازت به تو دستور مىدهد كه ما آنچه را پدرانمان مىپرستيدند ترك گوييم و آنچه را مىخواهيم، در اموالمان انجام ندهيم؟ كه همانا تو مرد بردبار و رشيدى هستى .
ترجمه المیزانشعيب گفت: اى قوم من! هر گاه من دليل آشكارى از پروردگارم داشته و رزق خوبى به من داده باشد (آيا مىتوانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم؟) من هرگز نمىخواهم چيزى كه شما را از آن باز مىدارم خودم مرتكب شوم، من جز اصلاح تا آنجا كه توانايى دارم نمىخواهم، و توفيق من جز به خدا نيست، بر او توكل كردم و به سوى او بازگشت .
وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍۚ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ
89
ترجمه المیزانو اى قوم من! دشمنى و مخالفت با من سبب نشود كه شما به همان سرنوشتى كه قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح گرفتار شدند گرفتار شويد، و قوم لوط از شما چندان دور نيست .
ترجمه المیزاناز پروردگار خود آمرزش بطلبيد و به سوى او بازگرديد كه پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه كار) است .
قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاًۖ وَ لَوْلا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ
91
ترجمه المیزانگفتند اى شعيب! بسيارى از آنچه را مىگويى ما نمىفهميم، و ما تو را در ميان خود ضعيف مىيابيم، و اگر بخاطر احترام قبيله كوچكت نبود تو را سنگسار مىكرديم، و تو در برابر ما قدرتى ندارى .
ترجمه المیزانگفت: اى مردم، (همشهريان من)! آيا چند نفر خويشاوند من در نظر شما عزيزتر از خدايند كه او را به كلى از ياد برده، اعتنايى به او نداريد با اينكه پروردگار من بدانچه شما مىكنيد محيط است .
ترجمه المیزانو اى قوم من! شما هر قدرتى كه داريد به كار بزنيد من نيز كار خودم را مىكنم، بزودى مىفهميد كه عذاب خوار كننده به سراغ چه كسى مىآيد و چه كسى دروغگو است، شما منتظر باشيد كه من نيز با شما منتظر مىمانم .
ترجمه المیزانو همين كه امر ما (عذاب موعود) آمد شعيب و گروندگان به وى را، با رحمت خود نجات داديم، و صيحه همه آنهايى را كه ستم كردند بگرفت و در محل سكونتشان به صورت جسدى بى جان در آورد .
ترجمه المیزانبسوى فرعون و درباريانش ولى مردم راه و روش فرعون را پيروى كردند با اينكه روش فرعون كسى را بسوى حق هدايت نمىكرد بلكه زير بنايش جهالت و گمراهى بود .
ترجمه المیزانو در اين براى كسى كه از عذاب قيامت بترسد عبرتى (تكان دهنده) است و قيامت روزى است كه همه مردم براى (درك) آن يك جا 9 جمع مىشوند و اين، روز حضور يافتن (همه) است .
وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ
104
ترجمه المیزانو آن را جز براى مدتى معين مؤخر نمىداريم .
ترجمه المیزانپس در باره خدايانى كه اينان مىپرستند در ترديد مباش كه پرستش آنها جز به طريقى كه پدرانشان از پيش پرستش مىكردند نمىباشد، و ما نصيب آنان را تمام و بى كم و كاست مىدهيم .
ترجمه المیزانبراستى موسى را كتاب داديم و در آن اختلاف رخ داد، و اگر گفتار پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود ميان ايشان داورى شده بود، كه آنان در باره كتاب موسى سخت در شكاند، شكى آميخته با بدبينى .
ترجمه المیزانچرا از نسلهاى پيش از شما جز كمى از آنها كه نجاتشان داده بوديم، صاحبان خرد نبودند كه از تباهكارى در اين سرزمين جلوگيرى كنند و كسانى كه ستم كردند مطيع لذتهاى خوش شدند و بزهكار بودند .
ترجمه المیزانمگر كسانى كه پروردگارت به ايشان رحمت آورده و براى رحمت خلقشان كرده و سخن پروردگار تو بر اين رفته كه جهنم را از جنيان و آدميان يكسره لبالب مىكنم.
ترجمه المیزاناز اخبار پيغمبران همه را برايت نقل مىكنيم (البته) آن را كه (با نقلش) دلت را استوار مىسازيم، و در اين قصهها حق به سوى تو بيامد (هيچ يك از آنها باطل و دروغ نيست، و يا حق برايت روشن شد) و براى مؤمنين موعظه و تذكر است .
وَ قُلْ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَليٰ مَكانَتِكُمْ إِنَّا عامِلُونَ
121
ترجمه المیزانو به آنان كه ايمان نمىآورند بگو در همان وضعى كه قرار داريد (هر چه مىخواهيد) بكنيد كه ما (نيز كار خود را) مىكنيم .