بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ1
به نام خداوند بخشنده مهربان. - زمان حساب دادن اين مردم نزديك شده و آنها در بىخبرى هم چنان روى گردانند .
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ2
هيچ پند تازهاى از پروردگارشان به سويشان نيايد مگر آنكه به عنوان استهزاء به آن گوش فرا دهند .
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَي الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ3
دلهايشان مشغول و سرگرم ماديات است و آنان كه ستمگرند اين راز خود را نهانى گويند كه آيا اين جز بشرى مثل شما است؟ چرا شما با دو چشم بينا به جادو رو مىكنيد! .
قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِۖ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ4
بگو پروردگار من در آسمان و زمين همه گفتارها را مىداند و او شنوا و دانا است .
بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ5
نه تنها آن را جادو مىخوانند بلكه پندارهاى مشوش و بلكه از اين هم بدتر، آن را تزوير و افتراء مىنامند، و بلكه او را شاعر خيالپرداز معرفى مىكنند و مىگويند اگر شاعر نيست پس معجزهاى نظير معجزه گذشتگان براى ما بياورد .
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ6
پيش از ايشان هيچ فرقهاى كه هلاكش كرديم به معجزهها ايمان نياورده بود اينان چگونه ايمان مىآورند؟ .
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ7
ما پيش از تو مردانى نفرستادهايم مگر اينكه به آنها وحى مىكردهايم اگر خودتان نمىدانيد از اهل كتاب بپرسيد .
وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ ما كانُوا خالِدِينَ8
ما پيغمبران را پيكرهايى كه غذا نخورند و جاودان بمانند قرار نداديم .
ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ9
آن گاه وعده خويش را با آنان وفا كرديم، آنها و هر كه را خواستيم نجاتشان داديم و افراطكاران را هلاك كرديم .
لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ10
به شما كتابى نازل كردهايم كه يادبود شما در آن است چرا نمىفهميد .
وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ11
چه بسيار مناطق آباد ستمگرى را در هم شكستيم و از پس آن گروهى ديگر پديد آورديم .
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ12
و چون صلابت ما را احساس كردند از آن گريزان شدند .
لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِليٰ ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ13
(به ايشان گفتيم) نگريزيد به سوى لذتها و مسكنهاى خويش باز گرديد شايد سراغ شما را بگيرند .
قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ14
گفتند: اى واى بر ما كه ستمگر بودهايم .
فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّي جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ15
ادعايشان همواره همين بود تا آنكه ريشه آنها را قطع كرديم و خاموششان ساختيم .
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ16
آسمانها و زمين و هر چه را كه ميان آن دو است به بازى نيافريدهايم .
لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ17
اگر بازىگر بوديم و مىخواستيم بازيچهاى بگيريم آن را از نزد خويش مىگرفتيم .
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَي الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌۚ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ18
نه اينطور نيست، بلكه حق را به روى باطل مىكوبيم تا درهمش بشكند و يكباره نابود شود، واى بر شما از اين وصف كه مىكنيد .
وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِۚ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ19
هر كه در آسمانها و زمين است متعلق به او است، فرشتگان كه نزد او هستند از عبادتش استكبار نمىكنند و خسته نمىشوند .
يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ20
شب و روز تسبيح مىگويند و سستى به خود راه نمىدهند .
أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ21
آيا از زمين خدايانى گرفتهايد كه حيات دوباره مىدهد .
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ22
اگر در آسمان و زمين خدايانى جز خداى يكتا بود تباه مىشدند، پروردگار عرش از آنچه وصف مىكنند منزه است .
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ23
خدا از آنچه مىكند بازخواست نمىشود ولى آنان بازخواست خواهند شد .
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةًۖ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ هٰذا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَ ذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّۖ فَهُمْ مُعْرِضُونَ24
آيا آنها جز او خدايانى گرفتهاند؟ بگو برهان خويش را بياوريد اينك اين كتاب اصحاب من و اين كتاب اسلاف من (نه هيچ برهانى ندارند) بلكه بيشترشان حقيقت را نمىدانند و خود اعراضگرانند .
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ25
پيش از تو هيچ پيغمبرى نفرستاديم مگر آنكه به او وحى كرديم كه خدايى به جز من نيست پس تنها مرا عبادت كنيد .
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداًۗ سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ26
گفتند: خداى رحمان فرزندى براى خود برگزيده ولى او منزه (از داشتن فرزند) است و اينها (فرشتگان پسران وى نيستند بلكه) بندگان شايسته هستند .
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ27
كه هرگز در گفتار از خدا پيشى نمىگيرند و به فرمان او كار مىكنند .
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضيٰ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ28
هر چه جلو رويشان هست و هر چه پشت سرشان مىباشد مىداند و شفاعت جز براى آنكه خدا رضايت دهد نمىكنند و از ترس لرزانند .
وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذٰلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَۚ كَذٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ29
هر كه از آنان بگويد: من خدايى به جز خدا هستم به همين جرم جهنم را سزايش خواهيم داد، و همه ستمگران را چنين سزا مىدهيم .
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّۚ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ30
آيا كسانى كه كافرند نمىدانند كه آسمانها و زمين پيوسته بود و ما از هم بازشان كرديم و هر چيز زندهاى را از آب آفريديم پس چرا ايمان نمىآورند؟ .
وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ31
و در زمين كوههاى ثابت و استوار نهاديم تا شما را نلرزاند و نيز در زمين درهها و راهها قرار داديم تا ايشان هدايت شوند .
وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاًۖ وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ32
آسمان را سقفى محفوظ كرديم ولى آنها از عبرتهاى آسمان روى گردانند .
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَۖ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ33
اوست كه شب و روز را آفريد و آفتاب و ماه را خلق كرد كه هر يك در مدارى شناورند .
وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَۖ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ34
ما پيش از تو به هيچ انسانى زندگى جاويدان نداديم، چگونه ممكن است تو بميرى و مخالفانت جاويدان باشند؟! .
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِۗ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةًۖ وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ35
همه اشخاص مردنى هستند، و ما شما را براى امتحان دچار خير و شر مىكنيم و شما به سوى ما بازگشت خواهيد كرد .
وَ إِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَ هٰذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمٰنِ هُمْ كافِرُونَ36
و چون كفار تو را ببينند به جز مسخرهات نگيرند، (مىگويند): آيا اين است كه خدايتان را (به زشتى) ياد مىكند، و آنان خودشان قرآن را كه ياد آورنده خداى رحمان است منكرند .
خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍۚ سَأُرِيكُمْ آياتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ37
انسان از شتاب خلق شده، و شما در ديدن آيات من عجله مكنيد كه به زودى آياتم را نشانتان مىدهم .
وَ يَقُولُونَ مَتيٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ38
گويند: اگر راست مىگويى اين وعده كى مىرسد؟ .
لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لا يَكُفُّونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَ لا عَنْ ظُهُورِهِمْ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ39
اگر كسانى كه كافرند از آن موقع كه آتش را از چهرهها و پيشانىهاى خويش باز نتوانند داشت و يارى نخواهند شد خبر مىداشتند (وقوع آن را به شتاب نمىخواستند) .
بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّها وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ40
ولى قيامت ناگهان به سراغشان مىآيد و مبهوتشان مىكند آن چنان كه توانايى بر دفع آن ندارند و به آنها مهلت داده نمىشود .
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ41
پيش از تو نيز پيغمبرانى استهزاء شدند و بر آن كسانى كه تمسخرشان كرده بودند عذابى كه به استهزاى آن مىپرداختند وقوع يافت .
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمٰنِۚ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ42
بگو چه كسى شب و روز از عذاب خداى رحمان نگاهتان مىدارد؟ ولى آنان از ياد كردن پروردگارشان روى گردانند .
أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُونِنا لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ وَ لا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ43
مگر خدايانى غير ما دارند كه حفظشان كنند. آنها نتوانند خودشان را يارى كنند و از جانب ما نيز همراهى نشوند .
بَلْ مَتَّعْنا هٰؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّي طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُۗ أَ فَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ44
اينان و پدرانشان را برخوردار كرديم تا عمرهايشان دراز شد مگر نمىبينند كه ما داريم اين سرزمين را از طرف آن نقصان مىدهيم پس چگونه ايشان غالباند .
قُلْ إِنَّما أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ وَ لا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعاءَ إِذا ما يُنْذَرُونَ45
بگو من فقط شما را به وحى بيم مىدهم و كران چون بيم داده شوند دعوت را نشنوند .
وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ46
اگر شمهاى از عذاب پروردگارت به ايشان رسد گويند: اى واى بر ما كه همگى ستمگر بودهايم .
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاًۖ وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفيٰ بِنا حاسِبِينَ47
روز رستاخيز ترازوهاى درست و ميزان نصب كنيم و كسى به هيچ وجه ستم نبيند و اگر هم وزن دانه خردلى (كار نيك و بد) باشد آن را به حساب بياوريم كه ما براى حسابگرى كافى هستيم .
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسيٰ وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ48
ما به موسى و هارون فرقان داديم (وسيله جدا كردن حق از باطل) با نور و آنچه مايه يادآورى براى پرهيزكاران است .
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ49
همان كسانى كه از پروردگار خويش در غيب مىترسند و خود از روز رستاخيز هراسانند .
وَ هٰذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ50
اين كتاب پر بركتى است كه نازلش كردهايم چرا شما منكر آن هستيد .
وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ51
و به تحقيق كه ما در گذشته به ابراهيم آن رشدى را كه مىتوانست داشته باشد داديم و ما داناى حال او بوديم .
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ52
وقتى به پدر و به قومش گفت: اين تصويرها چيست كه به عبادت آنها كمر بستهايد؟ .
قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ53
گفتند: پدران خويش را پرستشگر آنها يافتيم .
قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ54
گفت: شما با پدرانتان در ضلالتى آشكارا بودهايد .
قالُوا أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللاَّعِبِينَ55
گفتند آيا به حق سوى ما آمدهاى يا تو نيز از بازيگرانى؟ .
قالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَليٰ ذٰلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ56
گفت: نه، بلكه پروردگارتان پروردگار آسمانها و زمين است كه ايجادشان كرده است و من بر اين مطالب گواهى مىدهم .
وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ57
به خدا سوگند پس از آنكه پشت كنيد و برويد، در كار بتهايتان حيلهاى مىكنم .
فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ58
و بتان را قطعه قطعه كرد، مگر بزرگشان را شايد به او مراجعه كنند .
قالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ لَمِنَ الظَّالِمِينَ59
گفتند: چه كسى با خدايان ما چنين كرده كه هر كه بوده از ستمگران بوده است .
قالُوا سَمِعْنا فَتًي يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ60
گفتند شنيديم جوانى هست كه ابراهيمش نامند و او بتها را به بدى ياد مىكند .
قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَليٰ أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ61
گفتند: او را به محضر مردمان بياوريد شايد گواهى دهند .
قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ62
گفتند: اى ابراهيم آيا تو با خدايان ما چنين كردهاى؟ .
قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هٰذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ63
گفت: بلكه اين بزرگشان چنين كرده است ببينيد اگر مىتوانند سخن گويند از خودشان بپرسيد .
فَرَجَعُوا إِليٰ أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ64
در اين هنگام مردم به ضميرهاى خويش مراجعه كردند و گفتند: شما خودتان ستمگرانيد .
ثُمَّ نُكِسُوا عَليٰ رُءُوسِهِمُ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هٰؤُلاءِ يَنْطِقُونَ65
سپس سر به زير انداختند و گفتند: تو كه مىدانى كه اينان سخن نتوانند گفت .
قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ66
گفت: پس چرا غير خدا چيزى را كه به هيچ وجه سودتان ندهد و زيان نرساند پرستش مىكنيد؟ .
أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِۚ أَ فَلا تَعْقِلُونَ67
قباحت بر شما و بر آنچه غير از خدا مىپرستيد، چرا به كار خود نمىانديشيد؟ .
قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ68
گفتند: اگر اهل عمل هستيد بايد وى را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد .
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَليٰ إِبْراهِيمَ69
گفتيم: اى آتش بر ابراهيم خنك و سالم باش .
وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ70
در باره او قصد نيرنگى كردند و ما خود آنان را زيانكار كرديم .
وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَي الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ71
او و لوط را با مهاجرت به سرزمينى كه در آنجا براى همه جهانيان بركت نهادهايم نجات داديم .
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةًۖ وَ كُلاًّ جَعَلْنا صالِحِينَ72
و اسحاق و يعقوب را اضافه به او بخشيديم و همه را مردانى صالح قرار داديم .
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِۖ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ73
و آنان را پيشوايان نموديم تا به فرمان ما رهبرى كنند، و انجام كارهاى نيك و نماز و زكات دادن را به آنان وحى كرديم و همه پرستندگان بودند .
وَ لُوطاً آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَۚ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِينَ74
و لوط را فرزانگى و دانش داديم و از آن دهكده كه كارهاى پليد مىكردند نجاتش داديم كه آنان گروهى عصيان پيشه بودند .
وَ أَدْخَلْناهُ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ75
و او را به رحمت خويش در آورديم كه وى از شايستگان بود .
وَ نُوحاً إِذْ ناديٰ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ76
و پيش از آن نوح را (به ياد آر) وقتى كه ندا داد و اجابتش كرديم و او را با كسانش از محنت بزرگى نجات داديم .
وَ نَصَرْناهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ77
و در قبال قومى كه آيههاى ما را تكذيب مىكردند يارى كرديم كه آنان قومى بد بودند و همگيشان را غرق كرديم .
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ78
و داوود و سليمان را به ياد آر آن لحظه كه در كار زراعتى كه گوسفندان قوم شبانه در آن چريدند داورى مىكردند و ما گواه داورى كردنشان بوديم .
فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَۚ وَ كُلاًّ آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماًۚ وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَۚ وَ كُنَّا فاعِلِينَ79
و حكم حق را به سليمان فهمانديم و هر دو را فرزانگى و دانش داده بوديم و كوهها را رام داوود كرديم كه (با او) تسبيح مىگفتند و پرندگان را نيز. آرى ما اين چنين كرديم .
وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ80
و به سود شما ساختن زره را بدو تعليم داديم تا در جنگ شما را حفظ كند، آيا سپاس (اين نعمتها) مىداريد؟ .
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِليٰ الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عالِمِينَ81
باد سركش را براى سليمان رام كرديم در نتيجه به فرمان وى به سرزمينى كه در آن بركت نهاده بوديم روان بود و ما به همه چيز داناييم .
وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذٰلِكَ وَ كُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ82
و از ديوها افرادى را براى وى رام كرديم كه برايش غواصى و كارهايى غير آن كنند و ما نگهبانشان بوديم .
وَ أَيُّوبَ إِذْ ناديٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ83
و ايوب را ياد آر آن زمان كه پروردگارش را ندا داد كه به محنت دچارم و تو از هر رحيمى رحيمترى .
فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّۖ وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْريٰ لِلْعابِدِينَ84
پس ما اجابتش كرديم و محنتى را كه داشت بر طرف ساخته كسانش را باز داديم در حالى كه به اضافه كسانش كسان ديگرى نظير آنان، با آنها بودند (يعنى اگر مثلا دو تا از فرزندانش هلاك شدند آن دو را با دو فرزند ديگر به او داديم) و اين رحمتى از ناحيه ما و اندرزى براى همه پرستشگران است .
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِۖ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ85
و اسماعيل و ادريس و ذو الكفل را ياد آر كه همه از صابران بودند .
وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ86
كه آنان را مشمول رحمت خود كرديم چون از شايستگان بودند .
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَناديٰ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ87
و ذو النون را ياد كن آن دم كه خشمناك برفت و گمان كرد بر او سخت نمىگيريم، پس از ظلمات ندا داد كه پروردگارا! خدايى جز تو نيست، تسبيح تو گويم كه من از ستمگران بودم .
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّۚ وَ كَذٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ88
پس اجابتش كرديم و از تنگنا نجاتش داديم و مؤمنان را نيز چنين نجات مىدهيم .
وَ زَكَرِيَّا إِذْ ناديٰ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ89
و زكريا را ياد كن آن دم كه پروردگار خويش را ندا داد، پروردگارا! مرا تنها مگذار كه تو از همه بازماندگان بهترى .
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْييٰ وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباًۖ وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ90
پس اجابتش كرديم و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را براى او شايسته كرديم چون آنان به كارهاى نيك همى شتافتند و ما را با اميد و بيم همى خواندند و در قبال ما فروتن و خاشع بودند .
وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ91
و آن زن را به ياد آر كه عفت خويش نگه داشت و از روح خويش در او دميديم و او را با پسرش براى جهانيان عبرتى قرار داديم .
إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ92
اين است آئين شما، آئينى واحد و من پروردگار شمايم پس تنها مرا بپرستيد
وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ93
و پاره پاره كردند دين خود را، همه به سوى ما باز مىگردند .
فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ94
و هر كس اعمال شايسته كند و مؤمن باشد كوشش او بدون پاداش نماند و ما ثبت كننده مساعى او هستيم .
وَ حَرامٌ عَليٰ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ95
بر هر دهكده كه هلاكشان كرديم مقرر كرديم كه ديگر باز نگردند .
حَتَّي إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ96
تا وقتى كه سد ياجوج و ماجوج گشوده شود و از هر تپه و بلندى سرازير گردند .
وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هٰذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ97
و وعده حق نزديك شود و ديدگان كسانى كه كافر بودند خيره ماند، كه اى واى بر ما كه از اين حال غافل بوديم بلكه ستمگر بوديم .
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ98
شما و آنچه به غير خدا مىپرستيد همه سوخت دوزخيد و به آن وارد خواهيد شد .
لَوْ كانَ هٰؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ99
اگر اينان خدا بودند وارد جهنم نمىشدند اما همگى در آن جاودانند .
لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيها لا يَسْمَعُونَ100
در آنجا نالهاى دارند و در آنجا چيزى نمىشنوند .
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنيٰ أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ101
و كسانى كه در باره آنها از جانب ما قلم به نيكى رفته از جهنم دور شوند .
لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ102
و حتى زمزمه آن را نشنوند و در آنچه دلهايشان بخواهد جاودانند .
لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هٰذا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ103
وحشت بزرگ قيامت غمگينشان نكند و فرشتگان به استقبالشان آيند كه اين روزى است كه به شما وعده مىدادند .
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ104
روزى كه آسمانها را در هم پيچيم چون در هم پيچيدن طومار براى نوشتن، چنان كه خلقت را از اول پديد آورديم دوباره آن را اعاده كنيم كه كار ما چنين است .
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ105
در زبور از پى آن كتاب (تورات) چنين نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته من به ميراث مىبرند .
إِنَّ فِي هٰذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدِينَ106
كه در اين براى گروه عبادت پيشه بلاغى هست .
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ107
و ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستادهايم .
قُلْ إِنَّما يُوحيٰ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ108
بگو، حق اين است به من وحى مىرسد كه خداى من خداى يكتا است آيا شما مسلمان مىشويد؟ .
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَليٰ سَواءٍۖ وَ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ109
اگر پشت كردند بگو من شما (و غير شما را) يكسان آگاه كردم و من چه مىدانم آنچه به شما وعده دادهاند نزديك است يا دور .
إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَ يَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ110
خدا سخن بلند و علنى شما و آنچه را كه پنهان مىداريد مىداند .
وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِليٰ حِينٍ111
من چه مىدانم شايد تاخير آن عذاب موعود به منظور آزمايش شما است و (يا) براى اين است كه تا مدتى كه مقدر شده عمر خود را به پايان بريد .
قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ وَ رَبُّنَا الرَّحْمٰنُ الْمُسْتَعانُ عَليٰ ما تَصِفُونَ112
گفت پروردگارا! به حق داورى كن و پروردگار ما، بسيار بخشنده است و در باره آنچه شما مىگوييد كمك از او مىخواهيم كه هر كس بايد از او كمك بخواهد .