ترجمه المیزانآرى شيطانها نمىتوانند به سخنان فرشتگان گوش فرا دهند مگر آنهايى كه كلام ملائكه را بربايند كه آنها نيز بلافاصله هدف شهاب ثاقب قرار مىگيرند .
ترجمه المیزانحال از مشركين بپرس آيا ايشان از حيث خلقت سختتر و مهمترند يا آنچه از آسمان و زمين و مخلوقات بين آن دو كه ما خلق كردهايم با اينكه ما انسانها را از گلى چسبنده آفريديم؟ .
بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ
12
ترجمه المیزان(نه تنها ايمان نمىآورند) بلكه وقتى تو از گمراهى آنان تعجب مىكنى تو را مسخره مىكنند .
وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ
13
ترجمه المیزانو چون تذكر داده مىشوند پند نمىپذيرند .
وَ إِذا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ
14
ترجمه المیزانو چون آيتى مىبينند مسخره مىكنند .
وَ قالُوا إِنْ هٰذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
15
ترجمه المیزانو مىگويند: اين نيست مگر سحرى آشكار .
ترجمه المیزاناو و اهلش را از اندوه عظيم نجات داديم .
وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ
77
ترجمه المیزانو تنها ذريه او را در روى زمين باقى گذاشتيم .
وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ
78
ترجمه المیزانو ذكر خيرش را در امتهاى بعد حفظ كرديم .
سَلامٌ عَليٰ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ
79
ترجمه المیزانسلام بر نوح در همه عالميان .
إِنَّا كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
80
ترجمه المیزانآرى ما نيكوكاران را اين طور جزا مىدهيم .
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ
81
ترجمه المیزانآخر او از بندگان مؤمن ما بود .
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ
82
ترجمه المیزاناو را باقى گذاشته و ديگران را غرق كرديم .
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
83
ترجمه المیزانبه درستى كه ابراهيم يكى از پيروان اوست .
إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
84
ترجمه المیزانابراهيمى كه با دلى سالم به درگاه پروردگارش شتافت .
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ
85
ترجمه المیزانآن زمان كه به پدر و همه بستگانش و مردم شهرش گفت: آخر اين چيست كه مىپرستيد؟ .
أَ إِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ
86
ترجمه المیزانآيا (سزاوار است) كه از كوتهبينى و افتراء به جاى خدا مريد چيزهايى پستتر از خود شويد .
فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
87
ترجمه المیزانراستى شما در باره رب العالمين چه فكر مىكنيد؟ .
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ
88
ترجمه المیزاندر اين هنگام نظر مخصوصى به ستارگان كرد .
فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ
89
ترجمه المیزانو گفت: من بيمارم .
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ
90
ترجمه المیزانمردم شهر به ناچار او را به حال خود گذاشته به بيرون شهر رفتند .
فَراغَ إِليٰ آلِهَتِهِمْ فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ
91
ترجمه المیزانابراهيم كه شهر را خالى از اغيار ديد به سوى خدايان ايشان رفت (و ديد كه بر حسب معمول هر عيدى، طعام پيش روى آنهاست) پرسيد: پس چرا نمىخوريد؟ .
ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ
92
ترجمه المیزان(و چون جوابى نشنيد) گفت: چرا حرف نمىزنيد؟! .
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ
93
ترجمه المیزانپس با نيروى هر چه تمامتر بر آنها كوفت (و همه را خرد كرد) .
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ
94
ترجمه المیزانمردم شهر كه خبردار شده بودند سراسيمه به سوى او شتافتند .
قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ
95
ترجمه المیزانابراهيم پرسيد چيزى را كه خودتان مىتراشيد مىپرستيد؟ .
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ
96
ترجمه المیزانبا اينكه خدا شما و عمل شما را آفريده؟ .
ترجمه المیزانآرى آنها نقشه اين كار را مىكشيدند ولى خدا پستشان كرد .
وَ قالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِليٰ رَبِّي سَيَهْدِينِ
99
ترجمه المیزان(ابراهيم پس از نجات از آتش) گفت من به سوى پروردگارم خواهم رفت و او به زودى مرا راهنمايى مىكند .
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ
100
ترجمه المیزانپروردگارا فرزندى به من بده كه از صالحان باشد .
فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ
101
ترجمه المیزانما هم او را به فرزندى حليم بشارت داديم .
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَريٰ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَريٰ قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ
102
ترجمه المیزانهمين كه به حد كار كردن رسيد بدو گفت پسرم در خواب مىبينم كه تو را ذبح مىكنم نظرت در اين باره چيست؟ گفت پدرجان آنچه مامور شدهاى انجام ده كه به زودى ان شاء اللَّه مرا از صابران خواهى يافت .
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
103
ترجمه المیزانهمين كه تسليم امر خدا شدند و ابراهيم او را به زمين انداخت و پهلوى صورتش را به زمين نهاد .